تبليغاتX
تعداد رنگين كموني ها
Counters
رنگین کمان خاکستری

تقدیم به مادر که سرودن از عشق بدون او هدر دادن واژه است و بس.

براي آنكه هيچ وقت ذره اي از خوبي هايش را سپاس نتوانم گفت:

 اين روزها، روز توست. اما اي كاش مي دانستيم كه هر روز،روز توست.

                                 

     چه كنم كه بيان حق شناسي سزاوارانه ات را ندارم.انديشه قاصرم و  قلم الكنم ناتوانتر از آني است كه بتواند فرشته اي چون تو را بستايد يا به اداي تكليف چشمه اي از درياي والا یت را  بشاید مادر.

   چه كنم كه توشه اي بيش از اين در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همين دل واژه هاي نارسم را بپذير و هماي سعادت ستايشت را بر شانه هاي لرزانم بنشان مادر.

اميدوارم همه مادرهاي دنيا سالم و شاد باشند و همه ي مادرهاي رفته جنت مكان و خلد آشیان

نوشته شده توسط مهیار در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 7:52 | لینک ثابت |

همسفر عشق

هر منزل اين راه بيابان هلاك است

هر چشمه سرابي است كه در سينه خاك است

در سايه هر سنگ اگر گل به زمين است

نقش تن ماريست كه در خواب كمين است

در هر قدمت خار هر شاخه سر دار

در هر نفس آزار هر سايه صد بار

 

چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش

 

گفتم كه عطش مي كشدم در تب صحرا

گفتي كه مجوي آب و عطش باش سراپا

گفتم كه نشانم بده گر چشمه اي آنجاست

گفتي چو شدي تشنه ترين قلب تو درياست

گفتم كه در راه كو نقطه آغاز

گفتي كه تويي تو خود پاسخ اين راز

 

چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش

نوشته شده توسط مهیار در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 7:18 | لینک ثابت |

اسمان چشم او ایینه کیست

انکه چون ایینه با من روبرو بود

درد و نفرین ، درد و نفرین

بر سفر باد

سرنوشت این جدایی دست او بود

گریه مکن که سرنوشت

گر مرا از تو جدا کرد

عاقبت

دلهای ما با غم هم اشنا کرد

چهره اش ایینه کیست انکه با من روبرو بود

درد و نفرین ،درد و نفرین

بر سفر

این گناه از دست او بود

ای شکسته خاطر من

روزگارت شادمان باد

ای درخت پر گل من

نوبهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من

سنگ قبر ارزو بود

سنگ قبر ارزو بود

انچه کردی با دل من

قصه سنگ و سبو بود

من گلی پژمرده بودم

گر تو را صد رنگ و بو  بود

ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من

سنگ قبر ارزو بود

ای شکسته خاطر من

روزگارت شادمان باد

ای درخت پر گل من

نوبهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من

سنگ قبر ارزو بود

سنگ قبر ارزو بود

نوشته شده توسط مهیار در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 8:50 | لینک ثابت |
فكر مي كنم همه شما خواننده محبوب عربي "نانسي عجرم" را مي شناسيد. اگه نميشناسيد، اين عكس ها را ببينيد: عكس 1، عكس 2، عكس 3، عكس 4
امروز قصد دارم شما را با واقعيتي تلخ از اين خواننده محبوب كه البته طرفدار زيادي هم در ايران داره، آشنا كنم.
قبل از هر چيز، بد نيست سري به سايت اين خواننده محبوب بزنيد!
.....
.....
.....
چي شد پس؟!! نتونستيد وارد شيد؟!!! خوب اشكال نداره. لابد سايتش مشكل داره. شايد هم ...
راستي انگليسيتون كه بد نيست؟ پس مي تونيد اين متنو بخونيد و ترجمه كنيد.
خوب اگه انگليسي هم بلد نيستيد، من واستون ترجمه مي كنم:
==========================
NancyAjram.com
درخواست از طرف نانسي عجرم
شما اجازه ورود به وب سايت رسمي نانسي عجرم را نداريد، زيرا شما از يك كشور كثيف هستيد (ايران)
پس برو گم شو و ديگر برنگرد!
==========================
راستي اگه شك داريد كه اين وب سايت رسمي اين خواننده هست، مي تونيد از يك ف.ي.ل.ت.ر شكن استفاده كنيد يا اينكه اين عكس را ببينيد.
چيه؟!!! چرا نگاه مي كنيد؟!!! يعني هنوز مي خوايد آهنگ هاي اين خواننده محبوب! را گوش كنيد؟!!! هنوز هم قبول نداريد؟!!! ديگه اين بستگي به شما و غيرتتون نسبت به ايران و ايراني داره!!!
ضمناً اين خانم عرب! يادش رفته كه يه زماني اجدادش، دختران را زنده به گور مي كردن!!! كه حالا اينجوري واسه ما ....
راستي نظرتون چيه كه وب سايتشو هك كنيم؟!!!
نوشته شده توسط مهیار در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 7:40 | لینک ثابت |

اگه هم صدام بودی     اگه هم صدام بودی 

هیشکی حریفم نمی شد

کوه اگه رو شونه هام بود کمرم خم نمی شد

تو اگه خواسته بودی  آه اگه تو خواسته بودی

تو اگه مونده بوده بودی موندنی ترین بودم

عمر صدام کم نمیشد

نوشته شده توسط مهیار در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 22:0 | لینک ثابت |

پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ،  آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .

 

 

۲.باز هم براي تو مي نويسم ،براي تو و براي قلبي كه براي تو مي زنه،دوست دارم برات بنويسم.دوست دارم كه بيشتر بدوني چقدر دوستت دارمولي كجاست حروفي براي نوشتن  از تو؟اي عزيز تراز جان من ..من كلماتم را در وجود تو جاگذاشتم .تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم ؟وقتي اشك نمي گذارد. اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تار عشق مي اندازد.بگو چگونه درك كنم لحظات عاشقي را؟بگو چگونه بعد از اين تحمل كنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن لحظات تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به ........؟

نوشته شده توسط مهیار در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 8:0 | لینک ثابت |

سر گشته اي به ساحل دريا،

نزديك يك صدف،

سنگي فتاده ديد و گمان برد گوهر است !

***

گوهر نبود - اگر چه - ولي در نهاد او،

چيزي نهفته بود، كه مي گفت ،

از سنگ بهتر است !

***

جان مايه اي به روشني نور، عشق، شعر،

از سنگ مي دميد !

انگار

دل بود ! مي تپيد !

اما چراغ آينه اش در غبار بود !

***

دستي بر او گشود و غبار از رخش زدود،

خود را به او نمود .

آئينه نيز روي خوش آشنا بديد

با صدا اميد، ديده در او بست

صد گونه نقش تازه از آن چهره آفريد،

در سينه هر چه داشت به آن رهگذر سپرد

سنگين دل، از صداقت آئينه يكه خورد !

آئينه را شكست !

 

نوشته شده توسط مهیار در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 9:7 | لینک ثابت |

تمام اشكهايم

شرم تان باد ای خداوندان قدرت بس كنيد بس كنيد از اينهمه ظلم و قساوت بس كنيد ای نگهبانان آزادی
 نگهداران صلح ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است اينكه مي باريد بر دلهای مردم سرب داغ  موج خون است ايم كه مي رانيد بر آن
 كشتی خودكامگی موج خون گر نه كوريد و نه كر
گر مسلسل هاتان يك لحظه ساكت مي شوند بشنويد و بنگريد بشنويد اين وای مادرهای جان ‌آزرده است
كاندرين شبهای وحشت سوگواری مي كنند بشنويد اين بانگ فرزندان مادر مردهاست
 كز ستم های شما هر گوشه زاری مي كنند
بنگريد اين كشتزاران را كه مزدوران تان روز و شب با خون مردم آبياری مي كنند بنگريد اين خلق
 عالم را كه دندان بر جگر بيدادتان را بردباری ميكنند
دست ها از دست تان ای سنگ چشمان بر خداست گر چه مي دانم آنچه بيداری ندارد خواب
 مرگ بي گناهان است وجدان شماست
با تمام اشك هايم باز نوميدانه خواهش مي كنم بس كنيد بس كنيد فكر مادرهای دلواپس
 كنيد رحم بر اين غنچه های نازك نورس كنيد بس كنيد

نوشته شده توسط مهیار در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 ساعت 8:53 | لینک ثابت |

صدای بارون

بوي موهات زير بارون   بوي گندم زار نمناك
 بوي سبزه زار خيس      بوي خيس تن خاك
 جاده هاي مهربوني       رگاي آبي دستات
غم بارون غروب           ته  چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل ياس      دست تو بازار خوبي
اشك تو بارون روي       مرمر ديوار خوبي
اي گل آلوده گل من       اي تن آلوده ي دل پاك
دل تو قبله ي اين دل      تن تو ارزوني خاك
تن تو ارزوني خاك
 بوي موهات زير بارون
 بوي گندم زار نمناك
 بوي شوره زار خيس
 بوي خيس تن خاك
ياد بارون و تن تو
 ياد بارون و تن خاك
بوي گل تو شوره زار
 بوي خيس تن خاك
هميشه صداي بارون
 صداي پاي تو بوده
 همدم تنهايي هام
 قصه هاي تو بوده
وقتي كه بارون مي باره
 تو رو ياد من مي آره
ياد گلبرگ هاي خيس
 روي خاك شوره زار
اي گل آلوده گل من
اي تن آلوده تن پاك
دل تو قبله ي اين دل
 تو تو ارزوني خاك
 تن تو ارزوني خاك
تن تو ارزوني خاك
 تن تو ارزوني خاك
تن تو ارزوني خاك

  شعر اردلان سرفراز

نوشته شده توسط مهیار در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 8:20 | لینک ثابت |

       سحرم امروز امتحان داره

براش دعا می کنم که خوبه خوبه خوب مثل خودش امتحانشو بده

دوست دارم عزیزم              

نوشته شده توسط مهیار در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 9:19 | لینک ثابت |
 
***

 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar